تبليغاتX
شش تایی ها

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی


شش تایی ها

سعی کنید چیزهایی را که دوست دارید بدست آورید وگرنه مجبورید چیزهایی که بدست می آورید دوست داشته باشید

فردا سال 87 یک ماهه میشه ، با یک چشم بر هم زدن گذشت ، خیلی از ماها تصمیم جدی برای زندگیمون نگرفتیم، بعضی ها اندرخم کوچه زندگی موندن ، خوش به حال همه اونایی که میدونن  اسم این لحظه هایی که میگذره عمر ، اونایی که هر وقت به عقب نگاه می کنن یه لبخند زیبا روی لبهاشون نقش میبنده ، خوش به حال اونایی که زندگی رو به بازی گرفتن به جای اینکه زندگی با اونها بازی کنه .

با زهم میگم یادتون نره فردا سال جدید یک ماهه میشه ، آرزوهای قشنگ سرسفره هفت سین یادتون نره ، قشنگ ترین آرزویی که میتونیم برای هم دیگه داشته باشیم اینه که خدا به هممون یه دل بزرگ بده که عشق همه آدما توی اون جریان داشته باشه

بیابن به هم قول بدیم زندگی رو قشنگتر ببینیم ،سبز سبز سبز

 

پس تولد بهار مبارک

 

+نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت23:5توسط H.A | |

      بعضی از آدم ها جلدزرکوب دارند،بعضی جلد ضخیم و بعضی جلد نازک.

 

     بعضی از آدم ها با کاغذ کاهی چاپ می شوندو بعضی با کاغذ خارجی.

 

      بعضی از آدم ها ترجمه شده اند.

 

      بعضی از آدم ها تجدید چاپ می شوندو بعضی از آدم ها فتوکپی آدم های دیگرند.

 

      بعضی از آدم ها با حروف سیاه چاپ می شوند و بعضی از آدم هاصفحات رنگی دارند.

 

      بعضی از آدم هاتیتر دارند،فهرست دارندو روی پیشانی بعضی از آدم ها نوشته اند:حق هر گونه استفاده ممنوع و محفوظ است.

 

      بعضی از آدم ها قیمت روی جلد دارند. بعضی از آدم ها با چند درصد تخفیف به فروش می رسند.

 

      بعضی از آدم ها بعد از فروش پس گرفته نمی شوند .

 

      بعضی از آدم ها نمایش نامه اندو در چند پرده نوشته می شوند.

 

      بعضی از آدم ها فقط جدول و سرگرمی دارندو بعضی از آدم هامعلومات عمومی هستند.

 

      بعضی از آدم ها خط خوردگی دارندو بعضی از آدم ها غلط چاپی دارند.

 

      از روی بعضی از آدم هاباید مشق نوشت و از روی بعضی از آدم هاباید جریمه نوشت.

 

      بعضی از آدم ها را باید چند بار بخوانیم تا معنی آن ها را بفهمیم و بعضی از آدم هارا بایدنخوانده دورانداخت.

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت21:49توسط F.A | |

رسیدگی به یک پرونده

 

متهم : اعضای فعال دانشگاه

شاکی : دانشجویان بدبخت

قاضی : وجدان بیدار ( این روزا کم پیدا میشه )

 

دادگاه علنی است

از قدیم گفتن پول دانشجو خوردن نداره ( نمی دونم قدمت چند ساله داره ) ولی خوب میدونم که میگن .

خدا وکیلی پول دانشجو خوردن داره ؟!؟!؟!

این روزا ما یعنی 6 تایی ها به اتفاق یه گروه دیگه که متشکل از کل بچه های کلاس هستند درگیری جدید داریم اونم چی ؟ با اعضای محترم دانشگاه ( دیگه دیگه ...) موضوع درگیری هم شهریه است .

خدایا ما که از بنده هات نا امید شدیم ، شکایت این دل سوخته رو پیش کی ببریم ؟

از یه طرف میگن درس می خونی برای رضای خدا باشه . یکی نیست بهشون بگه شما که پا گذاشتین روی گلوی این بچه ها که همه چیز توی جیبها شون پیدا می شه ( از موجودات ذره بینی گرفته تا غیر ذره بینی )

به جز پول اینم برای رضای خداست ؟؟؟؟؟  اصلا خدا رو خوش میاد ؟

بالاخره درگیری داره به جاهای باریک می کشه تا جایی که مکنه نوه هامون بیان دنبال مدرک تحصیلیمون و نوه های اینا هم اگه لطف کنن بزرگواری نشون بدن ، اونا رو بی جواب نذارن . حالا هم دست به دامن رئیس جمهور  دولت محترم شدیم .

 

در انتهای جلسه : ما اشتباهی هستیم ، ما بی دفاعیم

خدایا گرفتاری همه رو بر طرف کن از دعای  اونا گرفتاری ماهم بر طرف بشه .

                                                 آمین

            

نتیجه دادگاه اعلام خواهد شد

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت17:16توسط 6 تایی ها | |

 

اين روزا خبر داغ اينترنت تغيير اسم خليج فارس به خليج عربي ،اين کشورهاي عربي وبعضي از کشورهاي همسايه مثل بچه هاي نا خلف مي مونن که تا به جايي مي رسن ،پدرومادر خودشونو فراموش مي کنند.وحالا اينا امدن جلوي ايران قد علم کردن (بي شرمي تا چه حد)اين کشورهاي کوچولو که با بدبختي خودشونو تو نقشه ي جهان تبت کردن(ريز مي بينمشون)حالابراي ما ادعا دارن،يه عده آدم بي سواد اگر نقشه هاي صدها سال پيش و ببينند مي فهمن نام اين خليج از ابتدا هم خليج فارس بوده (تا ابد هم باقي مي مونه)ونه هيچ نام ديگه اي واين يه هشدار براي ما ايراني ها مخصوصاً ما جوونا،اگر امروز کاري نکنيم فردا از کشورمون با تمدن 2500 ساله چيزي باقي نمي مونه ،يه روز چشمامونوباز مي کنيم مي بينيم اثري از حافظ وسعدي وتخت جمشيد نيست(مي ترسم چند وقت ديگه به تخت جمشيد بگن تخت شيخ جمشيد بحريني)پس به فکر باشيم.نبايد اجازه بديم هويتمون رو بدوزدند.

 

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت14:3توسط 6 تایی ها | |

      اگر فکر می کنی می تونی با یک جمله با یک حرف قشنگ دل کسی را به دست آوری، دریغ نکن.

 

      اگر فکر می کنی می تونی بایک تماس تلفنی برای یک دوست ابراز دلتنگی کنی،دریغ نکن.

 

      اگر فکر می کنی می تونی بایک پیامک،گل لبخندی گوشه لب یک غمگین بکاری ،دریغ نکن.

 

      اگر فکر می کنی آغوشت می تونه گرمای محبت را به یک کودک یتیم ببخشه،دریغ نکن.

 

                                    اگر فکر می کنی .... دریغ نکن.

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت22:48توسط F.A | |

خدایا دوستت دارم!

به خاطر نعمت هایی را که بهایشان را

گران می پردازیم.

به خاطر جنگلی که برایمان آفریده ای .

به خاطر همه چیز و هیچ چیز که داریم.

خدایا دوستت دارم.

به خاطر هوایی که فعلا رایگان است!!!

 

*

*

*

*

 

می توانی در انتهای شب

 پنهان شوی ،

تغییر چهره دهی،

شهرت را عوض کنی

وحتی ،نامت را،

می توانی مرا نیز از یاد ببری؛

اما

از "عشق"گریزی نیست!!!

 

*

*

*

*

 

عشاق جوان را می ستایم!

امروز که گویی عشق

سیبی یخ زده است

که از فریزر بیرون آورده ایم!!!

 

*

*

*

*

 

نیمه پر عشقمان را ببین.

من،تو چای شیرین!

...

تو،هم می زنی.

من،حل می شوم.

عشق می ماند و لیوان وتو

همین!!!

  

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت22:45توسط F.A | |

یه روز مادر شنل قرمزی روبه دخترش کرد وگفت :....


ادامه مطلب

+نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت19:1توسط M.M | |

سلام

با تشکر از استادان گرامی : جناب آقای علیزاده  و سرکار خانم بهادری که لطف کردند

و به وبلاگ ما 6تایی ها آمدند و با نظراتشان ما را دل گرم کردند.

 

                   به امید بازدید و نظرات مجدد اساتید بزرگوار

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت20:3توسط 6 تایی ها | |

                                     عاشقانه

 

براوج دل نشاندمت به رهگذر زندگی

زمانه گر خزان شود تویی بهار زندگی

به پاکی دلت قسم که دل ز تو نمی کنم

که تکیه گاه من تویی در این حسار زندگی

 

تو مثل یک معجزه حقیقی ، تو لحظه های بیم و نومیدی ، که در غروب دقایق ، از آسمون به داد من رسیدی ، من آخرین امید این نگاه ، به لحظه ی اومدن تو بستم ، بیا کهدر نهایت صداقت ، به انتظار دیدنت نشستم .

 

یکی گفت یگی نگفت اونکه گفت تو بودی اونکه دوست دارم رو به هیچ کسی جز تو نگفت من بودم ، یکی رفت یکی نرفت اونکه رفت تو بودی اونکه جز تو دنبال هیچ کسی نبود من بودم .

 

تنها کسانی که ما را می رنجانند تنها عزیزانی هستند که همیشه کوشیده ایم از ما نرنجند .

 

کاش آنکس که در تنهاترین تنهاییم ، تنهای تنهایم گذاشت . در تنهاترین تنهاییش ، تنهاترین تنها کسش تنهای تنهایش گذارد .

 

دل نکن! من که نگفتم تو رو به دل نمی گیرم . من مدت هاست که چیزا رو به دل نمی گیرم! میگی از کی؟ از زمانی که حس کردم بی تو چقدر تنهام از زمانی که بی خبر رفتی .

 

زندگی اجباریست ، مرگ انتظار است ، عشق بهار است ، جدایی دشوار است ، ولی یاد تو ماندگار است .

 

تو را به دادگاه خواهند کشید شاید به حبس ابد محکوم شوی . جزئیات جنایت معلوم نیست! ولی اثر انگشتت را روی قلبی شکسته یافتند .

 

آبی تر از آنم که بی رنگ بمیرم ، از شیشه نبودم که با سنگ بمیرم ، تقدیر چنین بود که اینگونه بمیرم ، شاید که خدا خواست که دل تنگ بمیرم .

 

یکی را پرسیدند عشق چیست ؟ گفت :آتش است .

گفتند : مگر آن را دیده ای ؟ گفت : نه! در آن سوخته ام .  

 

دوست داشتن مثل ایستادن روی سیمان خیس هرچی بیشتر بمونی رفتنت سخت تر می شه و اگر رفتی جای پاهات برای همیشه  می مونه

 

روی تخته سنگی نوشته شده بود : اگر جوانی عاشق شد چه کند ؟ من هم زیر آن نوشتم : باید صبر کند . برای بار دوم که از آنجا گذر کردم زیر نوشته من کسی نوشته بود : اگر صبر نداشته باشد چه کند ؟ من هم با بی حوصلگی نوشتم : بمیرد بهتر است . برای بار سوم که از آنجا عبور می کردم انتظار داشتم زیر نوشته ی من نوشته ای باشد. اما زیر تخته سنگ جوانی را مرده یافتم

  

گفتم دوست دارم نگاهی به من کرد و گفت : چند تا ؟ دستام رو بالا بردم و تمام انگشتهای دستمو نشونش دادم اما اون به کف دستام نگاه می کرد که خالی بود

 

عشق مثل آب می مونه  که می تونی توی دستت  قایمش کنی آخرش یه روزی دستت رو باز می کنی میبینی نیست قطره قطره چکیده بی آنکه بفهمی اما دستت پر از خاطره است

 

برای زیستن دو قلب لازم است قلبی که دوست بدارد و قلبی که دوستش بدارند قلبی که هدیه کند و قلبی که بپذیرد قلبی که بگوید و قلبی که جواب بگوید قلبی برای من و قلبی برای انسانی که من می خواهم

 

اگه خوبی بدی دیدی حلال کن .من فردا باید برم بیمارستان برای دریچه قلب . آخه می خواهم یه دریچه بگذارم که فقط به روی تو باز بشه

 

آخرین باری که او را دیدم گردنبند صلیبی به او هدیه کردم گفت: من که دوستت ندارم پس چرا به من هدیه می دهی !؟ گفتم : بر سر هر گوری صلیبی می نهند این صلیب را برگردنت بالی قلبت بیاویز زیرا آنجا گورستان عشق من است

 

هر وقت خواستی بدونی کسی دوست داره تو چشماش زول بزن تا عشق رو تو چشماش ببینی اگه نگات کرد عاشقته . اگه خجالت کشید بدون برات می میره ، اگه سرشو انداخت پایین و یه لحظه رفت تو فکر بدون بدونه تو می میره و اگه هم خندید بدون اصلا دوست نداره

 

                                      طنز

 

تنها صدای شبهای من صدای توست ، تنها تو هستی که نیمه های شب صورتم را نوازش می کنی ، تنها دلیل شب بیداریم تو هستی

ای

.

.

.

.

پشه  مزاحم

 

هیچ وقت نذار یه دیوونه بوست کنه ! بذار یه بوس دیوونت کنه

 

وقتی صدام می کنی آرزو میکنم کاش کر بودم توکه لال نمی شی

 

سوسکه تو عشق شکست می خوره میره کنار دمپایی م یخوابه

 

عشق رو add  کن غم رو delet  کن برای غرورoff بذار دروغ رو hack کن از انسانیت copy  بگیر حالا برای عزیزترینت send  کن

 

قلب زن پرتگاهی است که عمق آن را نمی توان حدس زد

 

هر مردی دو زن را دوست دارد یکی زاییده خیال اوست و دیگری هنوز به دنیا نیامده است

 

 

روزی یک مهندس کامپیوتر که شنا هم بلد نبوده می افته توی دریا و فریاد می زنه : "اف یک" ، "اف یک".

 

 

فارسه ميميره ميره اون دنيا . ازش ميپرسن ميري بهشت يا جهنم؟نگاه ميكنه به جهنم ميبينه دارو درخته و آبي و بلبل و همه چيز مرتبه ميگه ميرم جهنم.

تا درو باز ميكنن ميبينه شعله هاي آتيش از همه جا بلند شده. شاكي ميشه ميگه اين كه اين طوري نبود. ميگن يه مدت كسي نيومده بود رفته بود رو !screen saver

 

سلام یه خبر خوب داماد همسایمون قسمت مالی شرکت ایرانسل کار میکنه یه کد بهم داده sms رایگان ارسال میشه مکالمه زیر یک ساعت هم رایگانه فقط قول بده به کسی ندی

کد اینه    1#140*oskol *

 

 

 

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت15:0توسط M.M | |

 

                                      رزم ویروس ورستم

 

کنون رزم ویروس و رستم شنو                           دگرها شنیدستی این هم شنو

که اسفندیارش یکی دیسک داد                             بگفتا به رستم که ای نیکزاد

در این دیسک باشد یکی فایل ناب                        که بگرفتم از سایت افراسیاب

برو خرمی کن بدین دیسک هان                           که هم نون و هم آب باشد در آن

تهمتن روان شد سوی خانه اش                            شتابان به دیدار رایانه اش

دگر صبر و آرام و طاقت نداشت                          و آن دیسک را درایوش گذاشت

نکرد هیچ صبر و نداد هیچ لفت                           یکی هم کپی از همان دیسک گرفت

در دیسک دیدش یکی فایل بود                             بزد اینتر آن را و اجرا نمود

به ناگه چنان سیستمش کرد هنگ                         که رستم در آن ماند مبهوت ومنگ

تهمتن کلافه شد وداد زد                                     ز بخت بد خویش فریاد زد

چو تهمینه فریاد رستم شنود                                بیامد که لیسانس رایانه بود

بدو گفت رستم همه مشکلش                                وزان دیسک و برنامه ی قابلش

که رستم بدو داد قیچی وریش                              یکی دیسک Bootable آورد پیش

به ناگه یکی رمز ویروس یافت                           پی حفظ امضای ایشان شتافت

به خاک اندر افکند ویروس را                             تهمتن به رایانه زد بوس را

چنین گفت تهمینه به شوهرش                              که این بار بگذشت از پل خرش

دگر بار برنامه زین سان مکن                             ز رایانه اصلا صحبت مکن

قسم خورد رستم همی با شتاب                             نگیرد دگر دیسک ز افراسیاب            

                                                           

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت18:41توسط F.B | |

عشق زمانی است که ......

 

1.عشق زمانی است که نتوانی به چیزی جز او فکر کنی .

 

2. عشق زمانی است که دستش را در دست داری و آغاز آشنایی تان را به یاد نمی آورید.

 

3. عشق زمانی است که پیش تو می آید تا برای صبحانه ات یک شیشه شیر بیاورد.

 

4. عشق زمانی است که فقط برای اینکه با او باشی وقت زیادی را برای خرید صرف می کنی و از آن

 

 لذت می بری . 

 

5. عشق زمانی است که هر وقت خبر جالب یا غم انگیزی می شنوی به اولین کسی که دوست داری

 

بگویی اوست.

 

6. عشق زمانی است کهاگر شرایط جور نشد یکی دو روزی او را ببینی ، احساس بیماری و کسالت کنی .

 

7. عشق زمانی است که روز تولدش را به خاطر داشته باشی حتی اگر مجبور شوی آنرا یادداشت کرده و روی

 

داشبورد اتومبیلت بچسبانی.

 

8. عشق زمانی است که به ساختمان پر از آتش و دود برگردی تا عزیزترین عروسکش را که از بچگی تا حالا

 

داشته است برایش بیاوری .

 

9. عشق زمانی است که نیمه های شب بیدار شوی و ببینی او به تو خیره شده و می گوید :"خیلی خوشبختم

 

که تو را دارم".

 

10. عشق زمانی است که در هنگام تماشای صحنه های ترسناک یک فیلم ، بازوی تو را محکم بچسبد.

 

11. عشق زمانی است که وسایلی را که دوست دارد بلافاصله بریش می خری ، فقط چون می دانی وقتی آن را به

 

 او می دهی به تو لبخند می زند.

 

12. عشق زمانی است که تو رضایت او را به رضایت خودت ترجیح می دهی .

 

13. عشق زمانی است که او لباس های زیبایش را فقط به خاطر تو بپوشد.

 

14. عشق زمانی است که وقتی اتومبیلت وسط جاده خراب شد ، به جای غر زدن به تو کمک می کند.

 

15. عشق زمانی است که همه بسته های خرید را از دستش بگیری و برایش بیاوری .

 

16. عشق زمانی است که تماشای مسابقه فوتبال با دوستان را به هم بزنی چون او از تو می خواهد همراهش به

 

میهمانی شام پدر و مادرش بروی .

 

17. عشق زمانی است که او اجازه می دهد فوتبال تماشا کنی و تو هم سریال مورد علاقه او را ببینی .

 

18. عشق زمانی است که هر وقت از موضوعی نگران است به او آرامش دهی .

 

19. عشق زمانی است که به جک هایی که می گویی بخندد با اینن که آن ها را قبلا هم شنیده است .

 

20. عشق زمانی است که قبل از اینکه سوار اتومبیل شوی در را برای او باز کنی .

 

21. عشق زمانی است که تمام روز تعطیل را در کنار هم بمانید .

 

22. عشق زمانی است که به دیدن پدر و مادرت می روی و آن ها را در آغوش می گیری ، به دلیل آنکه "او"در

 

تو این انگیزه را به وجود آورده است .

 

23. عشق زمانی است که به اداره ات تلفن می کند تا صدای تو را بشنود .

 

24. عشق زمانی است کههمه طول شب او را بیدار نگه داری و در مورد عمیق ترین تردید ها و ترس ها یت

 

حرف بزنی و او کاملا گوش بدهد و حال تو را درک کند.

 

25. عشق زمانی است که در پارک قدم می زنید و به تو بگوید "در کنار تو احساس امنیت می کنم ".

 

26. عشق زمانی است که برای اینکه ظرف کمتری کثیف کنید در یک بشقاب غذا بخورید .

 

27. عشق زمانی است که حتی وقتی در مهمانی جای زیادی برای نشستن هست در کنار تو بنشیند .

 

28. عشق زمانی است که به خاطر تو سیگار را ترک کند.

 

29. عشق زمانی است که با همه فیلم های دوربین فقط از او عکس بگیری.

 

30. عشق زمانی است که بوی عطرش را روی لباست حس می کنی و ذهنت لبریز از خاطرات خوش می شود .

 

31. عشق زمانی است که زندگی می کنی .

 

32عشق زمانی است که به اوج می رسی .

                                                                                   

 

                                                                          به امید عاشقانه زیستن و با هم بودن

 

 

 

                                                                               

 

 

 

+نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت16:44توسط M.M | |

  

          هزار جمعه رسيد و نگار ما نرسيد

                                                            هنوز وعده ديدار يار ما نرسيد                           شكسته قلب و دل ما زهجر روي عزيز              

                                                                     ز حد گذشته غم و غمگسار ما نرسيد

 

جمعه                                           

+نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت17:30توسط F.B | |

سلام ، سلام ، سلام

صدتا سلام به شما دوستاي گل كه افتخار دادين به وبلاگمون سرزدين

اميدوارم سال جديدو خوب شروع كرده باشيد وخوب هم به پايان برسونيد ، جاي شما خالي اين 15 روز كه رفته بودم مسافرت ، اينترنت در دسترس نبود ومن از وبلاگ بي خبر

امروز اولين كاري كه كردم اين بود كه وارد اينترنت شدم و ديدم

به به ......... به به........ به به

جدا بچه ها گل كاشتن ، دستشون درد نكنه

بروبچ ما مخلصيم دربست

بازهم از شما ممنونم كه بهمون سرزدين و تنهامون نذاشتين

قربون همتون

فعلا

+نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت20:30توسط H.A | |

همه ما هر سال روز سیزدهم فروردین به سبزترین و با طراوت ترین محیط اطراف زندگی مان می رویم و مراسمی را بجا می آوریم  که سیزده به در نامیده می شود. در این روز سبزه گره می زنیم و آن را در رودخانه یا آب جاری می اندازیم یا کوزه می شکنیم تا نحسی از ما دور شود چون اعتقاد داریم که سیزده به در اگر به دشت و صحرا و جنگل و ... نرویم نحسی دامن مان را می گیرد و حسابی به دردسر می افتیم در صورتی که سیزده به در نه تنها نحس نیست بلکه ایرانیان باستان این روز را روز خوش یمنی می دانستند .افسانه هایی از ایرانیان باستان وجود دارد که می گوید ایرانیان اعتقاد داشتند عمر دنیا 12 هزار سال است و بعد از هزار سال،جهان تمام می شود و انسان ها که وظیفه شان جنگ علیه شیطان است بعد از گذشت این 12 هزار سال به پیروزی می رسند و عدد12 از آن زمان برای ایرانی ها ارزش پیدا کرد،زیرا آنها اعتقاد داشتند که بعد از 12روز جنگ با شیطان و پیروزی انسان ها،روز سیزدهم باید به دشت و صحرا و جنگل بروند و از خداوند بخواهند که باران ببارد تا با باریدن باران همه جا سرسبز و با طراوت شود.ایرانیان باستان حتی برای باریدن باران گوسفند قربانی می کردند تا فرشته باران زودتر از راه برسد و جشن پیروزی آنها را کامل کند .

  

 سیزده به در

+نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت14:19توسط 6 تایی ها | |

  هنگامی که از خدا طلب رحمت می کنی ، با فروتنی و از دل و جان به او اعتماد کن تا معجزاتش همه زندگی ات را در بر گیرد.

  و این پاسخ الهی به سوال توست!

  بگذار من به جای تو سخن بگویم . و به جای تو عمل کنم...

  گاهی ساکت بودن به راستی دشواراست،اما فقط اراده من ناجی تو در هر شرایطی خواهد بود.

  پس با آرامش منتظر حمایت الهی بمان.

 

  bo2biya.blogfa.com

+نوشته شده در جمعه نهم فروردین 1387ساعت14:49توسط F.B | |

به نام حق

به نام آنکه دوستی را آفرید،عشق را ،رنگ را...

به نام آنکه کلمه را آفرید و کلمه چه بزرگ بود در کلام او

چه کوچک شد آن زمان که می خواستم از او بگویم.

سال هاست دچارش هستم،وچه سخت بود بیدلی را

ساختن خانه ای در دل واین دل بی نهایت

چه جای کوچکی بود برای دل بی تابش.

اورفت ومن نشناختمش

در تمام میخک های سرهر دیوار

همانگونه که بغض های گاه بی گاهم را نشناختم.

فقط آنقدر اورا شناختم که در سایه های افتاده به کلامش

به دنبال جای پای خدا باشم.

 

 

 

+نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت17:24توسط F.A | |

یا محمد

 

  آسمان را جلوه از روی نکویت یا محمد            شد خجل خورشید پیش ماه رویت یا محمد

 

   قبله  کروبیان  طاق  دو ابروی تو باشد            کعبه روحانیان  شد خاک  کویت  یا محمد

 

  خاک پای  خاندانت  سرمه چشم  خلایق            آبروی  ما  بود  از   آبرویت    یا  محمد

 

   باب احسان را به رویم بازکن کزروزاول          رشته جان بسته ام  بر تار مویت یا محمد

 

 روز محشر سرزخاک تیره با مهرت برآرم         بهردیدارت شوم درجست وجویت یا محمد

 

 

عید سعید بر شما مبارک باد

 

 

 

 

+نوشته شده در دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت19:25توسط 6 تایی ها | |

سلام

ضمن تبریک به مناسبت ولادت با سعادت حضرت محمد (ص) و امام جعفر صادق(ع) به تمامی بازدید کنندگان از دو وبلاگ 6 تایی ها

تشکر می کنیم از  خانم نیکوکلام که لطف کردند به وبلاگ های 6 تایی ها آمدند و مثل همیشه با نظرات گرانبهایشان ما را راهنمایی کردند .

 

+نوشته شده در دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت13:38توسط 6 تایی ها | |

ساحل سبز زندگی...

در ساحل سبز زندگی ایستاده ام

اینجا آرامشی است که مرابه خود می خواند .

اینجاهمه حیات است و

                     تنها افقی که چشم اندازها رامی شکافد و پیام را روشن می کند.

ساحل امن تعقل را می گویم!

به راستی از این زاویه چه خوب می توان نشانه ها را دید!

حضور آبی آسمانها !

            تپش گرم زمین!

دریا با همه موج ها و رمزورازهایش!

           باران دل انگیز!

وابرهایی که میان آسمان و زمین واسطه اند!

این ها همه ،حرف های خدای اند که پیوسته تکرار می شوند!

این بخاطر تعقل،تکرار بخاطر نوشتن (به حیات رسیدن)

          وتکرار به خاطرعروج!

ازپنجره به آسمان می نگرم.

هم اینک ابرهای با همه عشق درکارباش اند!

 وگل ها با همه شور،خود را برای سیراب شدن آماده می کنند!

من نیز برمی خیزم و گل های گلدانم را می بویم و از همه بیشتر

            گل محمدی را!

                    عجب رنگ و بویی دارد!...

                                  به پیامبرم می اندیشم!

+نوشته شده در دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت13:15توسط F.A | |

کاش کودک بودم تا بزرگترین شیطنت زندگی ام نقاشی روی دیوار بود ، ای کاش کودک بودم تا از ته دل می خندیدم نه اینکه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم ، ای کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتی و درد با یک بوسه همه چیز را فراموش می کردم.

یک همیشه یک است. شاید در تمام عمرش نتواند بیشتر از یک عدد باشد ، اما بعضی اوقات می تواند خیلی باشد . یک نگاه ... یک سرنوشت... یک خاطره .... یک دوست...

حکایت عشق حکایت جالبیست فراموش شدگان هیچگاه فراموش کنندگان را فراموش نخواهند کرد .

در فلاکت و بد بختی ، نباید امید را فراموش کرد . آب زلال باران از ابرهای سیاه سرازیر می شود. .

+نوشته شده در یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت15:15توسط M.M | |

امروز برای کسی که دیروز با تو مهربان نبوده،دعای خیر کن .

با رها کردن دیگران به مصلحت شان ،خیر ونیکی نیز رها می شوند .

با مهر ورزی، درهای رحمت و بخشش خدا را به روی خود باز می بینی

این عطا یا پاداش کسی که به یاد خدا بخشیده تا بخشوده شود و مهر ورزیده تا لطف حق شامل

حالش شود ، خواهد بود.

                                            

 

+نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1387ساعت14:29توسط F.B | |

سلام ای سال نو

ای وامدار لحظه های روشن فردا

خداحافظ تو را ای کهنه سال ، ای خاطرات شاد و نازیبا

سلام ای سبزی و آب زلال و سایه های بید

هلا ای آفتاب پاک پر امید

خداحافظ تو را یلدا و شبهای زمستانی

سلامم بر تو ای سالی ، که می آیی

طراوت پیشه پاک اهورایی ، بهار سبز رویایی

چه سر مستم ، که می آیی

درودم بر تو ای فصل شکفتن

آشنای با طراوت ، مهربان میلاد باریدن

خداوندا بگردان چون بهاران

حال من را ، سوی آن حالی که می دانی

به جان سرو زیبا ، سبز خواهم شد

بسان قاصدک ها ، من رها از غصه خواهم شد

شما را حوض آبی

ابر بغض آلوده

ای زیبا کلام ناودان قصه گو

من دوست می دارم

سلام ای کوچه های شسته از باران

کنون ای مهربانان ، یاد یاران ، یاد یاران

خداحافظ ذغال رو سیاه

افکار سرماخورده محبوس

گذر کردم ، سیاووش گونه پروازی فراز آتش و

خرسند از پاکی

خدایا ، کاسه تقدیر آوردم

و نجواگونه ، قاشق میزنم تا صبح

عطا کن قسمت من را تو بهروزی

به قدر ظرف من ، نه

قدر مهر چون تو معبودی

کریما ، روزی ام را  عاشقی فرما

خدایا ، قطره اشکی عطایم کن

ببارم گاه گاهی ، رو به درگاهی

خدایا سال ها و لحظه های  رفته ا م ، رفتند

مرا اینک ، تو سال و لحظه های با سعادت ، هدیه ام فرما

به من آرامشی ، مهری ،عنایت کن

یقینی مر حمت فرما

بفهمم تا خدا ، یک ، یا خدا ، باقی است

و روحی ، تا به پرواز آورد ، این جسم خاکی را

خدایا ، باور افسردگان را چون بهاران ، زندگانی ده

و روح خسته گان  را هم ، خروشی

جاودانی ده

کویری قلب تنهایان ، به مهری ، آبیاری کن

به کوی بی کسان ، یک مهربانی ، آشنایی را ، تو راهی کن

هر آن کس را که با هجر عزیزی امتحان کردی

به یاد خاطراتش ، عشقانه زندگی کردن ، تلافی کن

بکوبان با سر انگشتان مهری ، کوبه درهای غربت را

بسوزان ریشه های سرد نفرت را

 حبیبا ، سال نو را

سال نور وعاشقی  فرما

بزرگا ، زندگی کردن ، نشانم ده

و راه و رسم دل دادن ، ستاندن ، پیش پایم نه

به کامم لذت با هم نشستن ، مهر ورزیدن عنایت کن

فهیم ارزش هر لحظه ام گردان

بدانم خنده در آیینه ، بس زیباست

بفهمم بغض در آدینه ، دست  ماست

بخوانم با قناری ها ، خدا این جاست

بجویم من خدایم ، چون که حق زیباست

عزیزا هفت سین عیدمان را

سایه سار سبز سیمای سحر خیزان سرو اندیش ساعی

مرحمت فرما

خدایا ، باور تغییر را

این کیمیا  درس بهاران را

در اعماق قلوبت یخ زده

گرم و شکوفا کن

تو خار هر کدورت را

به گلبرگ گذشتی ، بی اثر گردان

چکاوک را تو یاری کن

به آوازی ، دل همسایه مان را ، شاد گرداند

شقایق را

که دشت لخت و عریان ، شعله پوشاند

نشان مردم این شهر را  یاد  بها ر آور

خدایا

در طلوع سال نو

آغاز راه سبز فرداها

تو قلب هر مسافر را

به نور معرفت

آگه به رمز و راز زیبای سفر فرما

بفهمان زندگی بی عشق ، نا زیباست

که قدر لحظه ها

در لحظه ، نا پیداست

 

 

عیدتون مبارک  

+نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت15:26توسط Z.A | |