تبليغاتX
شش تایی ها

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی


شش تایی ها

سعی کنید چیزهایی را که دوست دارید بدست آورید وگرنه مجبورید چیزهایی که بدست می آورید دوست داشته باشید

۱- ظاهری آراسته داشته باشید.

تمیز و مرتب باشید، هماهنگی و پاکیزگی شما، ناخودآگاه شما را جذاب می‌کند. بعضی از افراد براساس تصوری اشتباه برای جذاب شدن به زحمت زیادی می‌افتند و خود را به شکل‌های عجیب و غریبی درست می‌کنند. مهمترین مسئله این است که مرتب و هماهنگ و در عین حال ساده باشید.

نامرتب بودن حتی حرفهای قشنگ‌، مثبت و تأثیرگذار شما را ضایع می‌کند. فرزندی که همیشه پدر و مادر خود را آراسته و با ظاهری مرتب می‌بیند، ظاهر آراسته فردِ ناآشنا او را نمی‌فریبد. چون ممکن است جذب ظاهر آراسته کسی شوند که تأثیر منفی او از اثرات مثبتش به مراتب بیشتر باشد.

۲ - بیشتر سکوت کنید:
غالباً افراد به اشتباه برای این که جذاب‌تر شوند، بیشتر شلوغ می‌کنند و به خطا می‌روند. سکوت‌، یک تأثیر ذهنی و روانی بسیار قوی می‌گذارد. در سکوت‌، فرد پیرامون خود خلاء ایجاد می‌کند و هر خلایی‌، جذب را سبب می‌شود. آنها که بیشتر صحبت می‌کنند و کمتر می‌شنوند از جذابیت خود می‌کاهند، حال آن که سکوت و گوش دادن بیشتر به واقع شما را عاقل‌تر و قابل اطمینان‌تر معرفی می‌کند و این زمینه‌ای مساعد برای صمیمیت بیشتر است‌. سکوتی سرشار از اعتماد به نفس سرچشمه صمیمیت است‌.

۳ - نرم و ملایم سخن بگویید:
هنگامی که نرم و ملایم صحبت می‌کنید افراد را جذب خود می‌کنید و به راحتی می‌توانید بر روی آنها تأثیر بگذارید. آدم‌های خشن و داد و بیدادی افراد مناسبی برای اطمینان کردن‌، نیستند.

۴ - فرد محترمی باشید:
بی‌احترامی به خود، به دیگران و بی‌احترامی و بی ادبی در کلام و رفتار همگی از جذابیت شما می‌کاهد. شما باید هم در ظاهر آراسته باشید و هم در باطن وارسته‌. افراد مؤدب و متین و محترم بی تردید جذابند و این جذابیت از درون موج می‌زند.
محترم و مؤدب و باشخصیت باشید، خواهید دید خود به خود جذاب می‌شوید.

۵ - زیاد شوخی نکنید اما بسیار تبسم کنید:
شوخی فراوان از انرژی ذهنی و جذابیت شما می‌کاهد چرا که شوخی فراوان به تدریج مرزهای لازم بین افراد را از بین می‌برد متبسم باشید که تبسم به چهره شما جذابیتی عمیق و ژرف می‌بخشد. در تبسم‌، سنگینی و متانت و جذابیت است‌.

۶ - قاطعیت یعنی جذابیت‌:
کسانی که شخصیت قاطعی دارند و هدفها و ارزش‌های معینی دارند، بی‌استثنأ می‌توانند افراد جذابی باشند. زیرا شخصیت‌هایی جذاب و تأثیرگذارند که بسیار مصمم هستند و اعتماد به نفس دارند. به دنبال اهداف مشخصی بودن و به آنها رسیدن اعتماد به نفس زیادی به ارمغان می‌آورد و جذابیت از وجود چنین شخصی موج می‌زند.


آسان بود، این طور نیست‌؟ فکر می‌کنم شما هم می‌توانید یکی از جذاب‌ترین و ماندگارترین‌ها باشید. معطل نشوید دست به کار شوید

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت15:3توسط F.B | |

شبی در خواب دیدم که با خدا صحبت میکنم

خدا از من پرسيد: « دوست داري با من مصاحبه كني؟»

پاسخ دادم: « اگر شما وقت داشته باشيد»   خدا لبخندي زد و پاسخ داد:   

« زمان من ابديت است... چه سؤالاتي در ذهن داري كه دوست داري از من بپرسي؟»

من سؤال كردم: « چه چيزي درآدمها شما را بيشتر متعجب مي كند؟»  خدا جواب داد:

«اينكه از دوران كودكي خود خسته مي شوند و عجله دارند كه زودتر بزرگ شوند...

و دوباره آرزوي اين را دارند كه روزي بچه شوند»

«اينكه سلامتي خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست مي دهند و سپس پول

 خود را خرج مي كنند تا سلامتي از دست رفته را دوباره باز يابند».

«اينكه با نگراني به آينده فكر مي كنند و حال خود را فراموش مي كنند به گونه اي كه نه

در حال و نه در آينده زندگي مي كنند»

«اينكه به گونه اي زندگي مي كنند كه گويي هرگز نخواهند مرد و به گونه اي مي ميرند

كه گويي هرگز نزيسته اند».

دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتي به سكوت گذشت...   

سپس من سؤال كردم:

«به عنوان پرودگار، دوست داري كه بندگانت چه درسهايي در زندگي بياموزند؟» 

خدا پاسخ داد:

«اينكه ياد بگيرند نمي توانند كسي را وادار كنند تا بدانها عشق بورزد.

 تنها كاري كه مي توانند انجام دهند اين است

كه اجازه دهند خود مورد عشق ورزيدن واقع شوند»

«اينكه ياد بگيرند كه خوب نيست خودشان را با ديگران مقايسه كنند».

«اينكه بخشش را با تمرين بخشيدن ياد بگيرند».

«اينكه رنجش خاطر عزيزانشان تنها چند لحظه زمان مي برد ولي ممكن

است ساليان سا ل زمان لازم باشد تا اين زخمها التيام يابند».

«ياد بگيرند كه فرد غني كسي نيست كه بيشترين ها را دارد

بلكه كسي است كه نيازمند كمترين ها است».

«اينكه ياد بگيرند كساني هستند كه آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز

نمي دانند كه چگونه احساساتشان را بيان كنند يا نشان دهند».

«اينكه ياد بگيرند دو نفر مي توانند به يك چيز نگاه كنند و آن را متفاوت ببينند».

«اينكه ياد بگيرند كافي نيست همديگر را ببخشند بلكه بايد خود را نيز ببخشند».

باافتادگي خطاب به خدا گفتم:« از وقتي كه به من داديد سپاسگذارم».

و افزودم: « چيز ديگري هم هست كه دوست داشته باشيد آنها بدانند؟» .... 

خدا لبخندي زد و گفت: «فقط اينكه بدانند من اينجا هستم« هميشه».....

بخوانید مرا تا استجابت کنم شما را  

 

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت15:53توسط Z.A | |

دو فرشته مسافر، برای گذراندن شب، در خانه یک خانواده ثروتمند فرود آمدند. این خانواده رفتار نامناسبی داشتند و دو فرشته را به مهمانخانه مجللشان راه ندادند، بلکه زیرزمین سرد خانه را در اختیار آنها گذاشتند.
فرشته پیر در دیوار زیر زمین شکافی دید و آن را تعمیر کرد. وقتی که فرشته جوان از او پرسید چرا چنین کاری کرده، او پاسخ داد:'' همه امور بدان گونه که می نمایند نیستند.''
شب بعد، این دو فرشته به منزل یک خانواده فقیر ولی بسیار مهمان نواز رفتند. بعد از خوردن غذایی مختصر، زن و مرد فقیر، رختخواب خود را در اختیار دو فرشته گذاشتند.
صبح روز بعد، فرشتگان، زن و مرد فقیر را گریان دیدند. گاو آنها که شیرش تنها وسیله گذران زندگیشان بود، در مزرعه مرده بود.
فرشته جوان عصبانی شد و از فرشته پیر پرسید:'' چرا گذاشتی چنین اتفاقی بیفتد؟ خانواده قبلی همه چیز داشتند و با این حال تو کمکشان کردی، اما این خانواده دارایی اندکی دارند و تو گذاشتی که گاوشان هم بمیرد.''
فرشته پیر پاسخ داد:''وقتی در زیر زمین آن خانواده ثروتمند بودیم، دیدم که در شکاف دیوار کیسه ای طلا وجود دارد. از آنجا که آنان بسیار حریص و بد دل بودند، شکاف را بستم و طلاها را از دیدشان مخفی کردم. دیشب وقتی در رختخواب زن و مرد فقیر خوابیده بودیم، فرشته مرگ برای گرفتن جان زن فقیر آمد و من به جایش آن گاو را به او دادم. همه امور بدان گونه که می نمایند نیستند و ما گاهی اوقات، خیلی دیر به این نکته پی می بریم.

فرشته ها

+نوشته شده در پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت15:46توسط M.M | |

 

کودک که بودیم چه دلهای بزرگی داشتیم،اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم

کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را از نگاهش میشد خواند،اما اکنون اگر

فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد ودلخوش کرده ایم که سکوت کرده ایم.

سکوت " پر" بهتر از فریاد " توخالی " نیست؟

فکر میکنیم کسی هست که سکوت ما را بشکند اما افسوس که انتظار بی فایده است.

آنقدر از گذشته ات سر افکنده ای که نمی توانی به آینده بیندیشی .

آنقدر در زندگی دویدی که آخر هم بدهکار شدی.

چه شد که دلپاک آمدی و روی سیاه خواهی رفت،حال تویی و روزنه امید بخش

پروردگارت.اویی که سالهاست که فراموشش کرده ای اما باز هم تو را میخواند.

 

 

+نوشته شده در سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت20:9توسط Z.A | |

با اجازه سهراب سپهری

آب را ول نکنیم

     شاید آن بالاها

            آدمی شیک و تمیز

                 "بنز" خود را دم در می شوید

یا کمی بالاتر

     در حیاطی که ندارد سر و ته

            یک نفر دارد استخرش را پر می سازد!

                آب را ول نکنیم

عاری از خار و خسی!

    لیک...

          مردم پایین دست

              خانه هاشان تنگ است

زندگی شان لنگ است

   کاسه شان بی آب است

        نانشان هم سنگ است!

               آب را ول نکنیم

مردم بالا دست

    آب را می بلعند

        مردم پایین دست

              آب را می فهمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــند

آب

+نوشته شده در یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت15:28توسط M.M | |