|
خوش به حالت ای خروس شوخ و شنگ ای پر و بالت قشنگ ازدواجت راحت و بی دردسر با تلاشی مختصر خانه ات آماده است و جات نرم از محبت گشته گرم دانه ات هم بس فراوان است و مفت خوشگل گردن کلفت تا زنی هر مرغکی را یک صدا گویدت قد قد قدا او نگوید خودرو و ویلات کو مدرک بالات کو او نپرسد از درآمدهای تو یا که از بابای تو او نگوید از پرستیژ و کلاس از طلا و اسکناس البته این ناز کردنا برای وقتی بود که پسر، اونم از نوع خوبش فراوون بود الان که دیگه ته کشیدند!!! به امید ازدواج های موفق شما جوونای ایرانی به خصوص هواداران 6 تایی ها
1."موفقیت" پیش رفتن است، نه به نقطه پایان رسیدن . 2."موفقیت" آثاری از خود به جای می گذارد. این رد پاها را دنبال کنید. ببینید افراد موفق چه افکار و عقایدی داشته اند که بر توانایی آنان افزوده و موجب شده است که قدم های موثری بردارند و به نتایج بی نظیر برسند. 3.رمز "موفقیت" این است که ببینید چه چیزی برایتان از همه مهم تر است و آن گاه دست به تلاشی عظیم بزنید، تا زندگی، را هر روز بهتر سازید، حتی اگر تلاش هایتان در آغاز، بی ثمر به نظر برسد. 4."شکست " های گذشته دلیل ناکامی های آینده نیست. 5.یکی از بهترین راه های حل مشکلات و احساس "خوشبختی" این است که به افراد نیازمند کمک کنیم...اگر شغل خود را از دست داده اید، در آن صورت بروید خانوادده ای را که فرزند خود را از دست داده اند، پیدا کنید. اگر درآمدتان کم است و به صورت بخور و نمیر زندگی می کنید در آن صورت فرد بی خانمانی را که شب ها در خیابان می خوابند پیدا کنید... آنگاه ببینید که واقعاّ چقدر "خوشبخت" هستید. 6.رمز "موفقیت" در برخورداری از هوش و ذکاوت یا شانس و اقبال نیست، بلکه در توانایی و مهارت در عمل است. 7.اگر بدون خود خواهی چشمداشت، به دیگران کمک کنید، نهایت شادمانی و "موفقیت" را احساس خواهید کرد. 8.مردان و زنانی که با خود عهد می کنند، تا آنچه را که لازمۀ رسیدن به یک هدف است، انجام دهند، سرانجام روزی در دروازه های "موفقیت" را به روی خود می گشایند. 9.افراد "موفق" همواره می دانند که چگونه با مسائل زندگی روبه رو شوند و از تجربیات حاصل از آن استفاده کنند، در صورتی که اشخاص "نا موفق"، مشکلات زندگی را به عنوان محدودیت های خود پذیرفته اند. 10.تمام زوج های "موفقی" که می شناسم و روابط آنها رضایت بخش بوده و مدت طولانی ادامه داشته است، برای خود قانونی دارند و آن این است که هر قدر خشمگین شوند و هر اندازه از طرف مقابل آزرده خاطر باشند، بدون چون و چرا خود را به حفظ روابط پایبند می دانند.
کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از پرسید می گویند که فردا مرا به زمین می فرستی امامن به این کوچکی و ناتوانی چگونه می توانم برای زندگی آنجا بروم؟خداوند پاسخ داد از میان فرشتگان بیشمارم یکی را برای تو در نظر گرفته اما و در انتظار توست و حامی و مراقب تو خواهد بود.کودک همچنان مردد بود و ادامه داد : اما من اینجا در بهشت جز خندیدن و آواز و شادی کاری ندارم. خداوند لبخند زد:فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود. کودک ادامه داد:من چطور می توانم بفهمم که مردم چه می گویند در حالی که زبان آنها را نمی دانم؟ خداوند او را نوازش کرد و گفت: فرشته تو زیباترین وشیرین ترین واژه هایی راکه ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی. کودک با ناراحتی گفت: اما اگر بخواهم با تو صحبت کنم چه کنم؟و خداوند برای این سوال هم پاسخی داشت: فرشته ات دستهای تو را در کنار هم قرار خواهد داد و به تو می آموزد که چگونه دعا کنی . کودک سرش را برگرداند و پرسید: شنیده ام در زمین انسانهای بد هم زندگی می کنند؛ چه کسی از من محافظت خواهد کرد. خدا گفت فرشته ات از تو محافظت خواهد کرد، حتی اگر به قیمت جانش هم تمام شود. کودک ادامه داد: اما من همیشه به این دلیل که نمی توانم تو را ببینم غمگین خواهم بود. خداوند لبخند زد و گفت: فرشته ات همیشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد، اگر چه من همشه در کنار تو هستم. در آن هنگام، بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین به گوش می رسید. کودک می دانست که بزودی باید سفر خود را آغاز کند. پس سوال آخر را به آرامی از خداوند پرسید: خدایا، اگر باید هم اکنون به دنیا بروم لااقل نام فرشته ام را به من بگو. خداوند او را نوازش کرد و پاسخ داد: نام فرشته ات اهمیئت ندارد ولی می توانی او را مادر صدا کنی ...
دو فرشته مسافر، برای گذراندن شب، در خانه یک خانواده ثروتمند فرود آمدند. این خانواده رفتار نامناسبی داشتند و دو فرشته را به مهمانخانه مجللشان راه ندادند، بلکه زیرزمین سرد خانه را در اختیار آنها گذاشتند.
با اجازه سهراب سپهری آب را ول نکنیم شاید آن بالاها آدمی شیک و تمیز "بنز" خود را دم در می شوید یا کمی بالاتر در حیاطی که ندارد سر و ته یک نفر دارد استخرش را پر می سازد! آب را ول نکنیم عاری از خار و خسی! لیک... مردم پایین دست خانه هاشان تنگ است زندگی شان لنگ است کاسه شان بی آب است نانشان هم سنگ است! آب را ول نکنیم مردم بالا دست آب را می بلعند مردم پایین دست آب را می فهمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــند
از خدا خواستم عادت بد مرا از من بگيرد فرمود : گرفتن عادت ها کار من نيست تو خود بايد آنها را از خود دور کنی از خدا خواستم به فرزندانم همه چيز عطا کند فرمود : روح او همه چيز است و جسمش خاکی است وگذرا ازخدا خواستم به من صبرعنايت کند فرمود : صبر زاييده دردورنج است صبربخشيده نمی شود ، آموخته می شود از خدا خواستم به من خوشبختی عطا کند فرمود : من به تو برکت می دهم ، خوشبختی برعهده خودت است ازخدا خواستم درد و رنج را از من دور کن فرمود : درد ورنج ، تو را به من نزديک تر می کند از خدا خواستم روح مرا شکوفا کند فرمود : تو خود بايداز درونت شکوفا شوی من تنها می توانم شاخ وبرگ هایت را هرس کنم تا پر بارتر شوی از خدا خواستم تمامی چیزهايی را که سبب می شوند ، از زندگی لذت ببرم ، به من بدهد فرمود : من به تو زندگی مي دهم تا بتوانی از همه چيز لذت ببری از خدا خواستم کمکم کند ،همه را دوست بدارم ، به همان اندازه که ديگران مرادوست دارند فرمودند : بالاخره آنچه را که بايد ، از من خواستی ، برای دنيا شايد تنها يک باشی اما برای من يک نفرشايد يک دنيا باشی
اگه سر به زیر و متفکر و توی خودش باشه، میگن: افسردگی داره، روانیه، سیماش قاطیه ! اگه بگو بخند و شاد و شنگول باشه، میگن: جلفه، دلقکه، هجوه ! اگه چاق باشه و اضافه وزن داشته باشه، میگن: شکموئه، پرخوره، مال مفت تور کرده ! اگه لاغر و جمع و جور و میزون باشه، میگن: کنسه، نخوره، حمال وارثه ! اگه از حقش دفاع کنه و زیر بار زور نره، میگن: جنجالیه، با همه دعوا داره، خروس جنگیه ! اگه از حقش بگذره و گذشت کنه، میگن: بی عرضه، حیف نون دست و پا چلفتیه ! اگه اهل تحقیقات و کتاب باشه، میگن: اینو واسه ما شده آقای مطالعه، بچه خر خون ! اگه اهل درس و مطالعه نباشه، میگن: طرف بی سواد، خنگ، هیچی بارش نیست ! اگه با عیالات متحده اش مشکلی نداشته باشه، میگن : زن ذلیله، زن نگرفته، شوهر کرده ! اگه مرد سالار و حرف حرف خودش باشه، میگن: انگار کلفت آورده ! اگه دست به جیبش خوب باشه و به مردم کمک کنه، میگن: پول پارو می کنه، اهل بند و بسته ! اگه اهل بریز و بپاش و ولخرجی نباشه، میگن: پول هاشو انبار می کنه، جون به عزرائیل نمی ده ! اگه زبون باز و متملق و چاخان باشه، میگن: معاشرتیه، دوست داشتنیه ! و بالاخره اگه راست و درست و بی کلک باشه، میگن: هیچی نمی شه، به درد لای جرز می خوره ! خلاصه دیگه مشکلی نیست که روی این مردم نذارند در هر صورت بنده شناس خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا گل بی عیبم خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا
كوه بلندي بود كه لانه عقابي با چهار تخم، بر بلنداي آن قرار داشت. يك روز زلزله اي كوه را به لرزه در آورد و باعث شد كه يكي از تخم ها از دامنه كوه به پايين بلغزد. بر حسب اتفاق آن تخم به مزرعه اي رسيد كه پر از مرغ و خروس بود. توهماني كه مي انديشي، هرگاه به اين انديشيدي كه تو يك عقابي به دنبال رويا هايت برو و به ياوه هاي مرغ و خروسهاي اطرافت فكر نکن.
نمی دانم ... نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی آنقدر مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش و او یکریز و پی در پی دم گرم و چموشش را در گلویم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد بدین سان بشکند هردم سکوت مرگبارم را عاقبت خاک گل کوزه گران خواهیم شد
در روزگار قديم، پادشاهى سنگ بزرگى را که در يک جاده اصلى قرار داد. سپس در گوشهاى قايم شد تا ببيند چه کسى آن را از جلوى مسير بر میدارد. برخى از بازرگانان ثروتمند با کالسکههاى خود به کنار سنگ رسيدند، آن را دور زدند و به راه خود ادامه دادند. بسيارى از آنها نيز به شاه بد و بيراه گفتند که چرا دستور نداده جاده را باز کنند. امّا هيچيک از آنان کارى به سنگ نداشتند. سپس يک مرد روستايى با بار سبزيجات به نزديک سنگ رسيد. بارش را زمين گذاشت و شانهاش را زير سنگ قرار داد و سعى کرد که سنگ را به کنار جاده هل دهد. او بعد از زور زدنها و عرق ريختنهاى زياد بالاخره موفق شد. هنگامى که سراغ بار سبزيجاتش رفت تا آنها را بر دوش بگيرد و به راهش ادامه دهد متوجه شد کيسهاى زير آن سنگ در زمين فرو رفته است. کيسه را باز کرد پر از سکههاى طلا بود و يادداشتى از جانب شاه که اين سکهها مال کسى است که سنگ را از جاده کنار بزند. آن مرد روستايى چيزى را میدانست که بسيارى از ما نمیدانيم!
شهر در رنگ طلایی غروب باز می رفت به خواب آسمان از همه جا می آورد ابرها را به شتاب حمله آورد به شهر از سر کوه باد برف آور و سرد چیده شد باز به سر پنجه باد برگ نارنجی و زرد ابرها با کمک باد به هم پیوستند و شتابان با هم همه روزنه ها را بستند شهر را پوشاندند شهر سرشار از رنگ لحظاتی سپری شد به سکوت به درنگ! صبحگاهان که ز خوابی آرام شهر ما دیده گشود خبر از رنگ نبود همه جا نور امید همه جا زیبایی
عشق دست و دلباز است. «پائولو کوئیلو» معیار واقعی بودن تصمیم آن است که دست به عمل بزنید. «آنتونی رابینز» اجازه نده ترس تو را فلج سازد. «مارک فیشر» افرادی که از ریسک کردن می ترسند به جایی نمی رسند. «مارک فیشر» منشا همه بیماری ها در فکر است. «ژوزف مورفی» رحمت خداوند ممکن است تأخیر داشته باشد اما حتمی است. «آنتونی رابینز» افراد موفق هیچ وقت اجازه نمی دهند شرایط موجود آزارشان دهد. «مارک فیشر» ایمان با قوۀ ادراک توأم است. «ژوزف مورفی» یاد بگیرید برای عزیزانتان دعا کنید. «ژوزف مورفی» هرکس از قدرت انتخاب برخوردار است پس سلامتی و شادی را انتخاب کنید. «ژوزف مورفی» تجربه بهترین آموزگار است. «پائولو کوئیلو» برای شروع باید باور داشته باشی که می توانی، سپس با اشتیاق شروع کن. «مارک فیشر»
بچه ها یادتون اون زمان هایی که مدرسه می رفتید سر کلاسای دینی که یه جورایی شیطنت می کردید و حوصلتون سرمی رفت معلم برای اینکه کلاس رو ساکت کنه و بچه ها رو مشتاق به درس کنه می گفت : خوب بچه ها میریم سراغ بحث شیرین ازدواج . حالا منم برای اینکه وبلاگ یه خورده طرفدار پیدا کنه می خوام چند نکته اساسی در رابطه با زندگی مشترک براتون بگم . راستی می خواستم بگم چرا دیگه شاخ گلای قشنگتون رو نثار وبلاگ 6 تایی ها نمی کنید ؟ ما منتظر نظرای قشنگتون هستیم . بابا ما به یه شاخه گلم راضی هستیم . اشتباهاتی که همسران در روابط خود مرتکب می شوند افراد معمولا با خوش بینی ازدواج می کنند ، اگر چه ازدواج های بسیاری به دلیل الگوهای ارتباطی زوجین ، متداول شدن مشاجرات و از بین رفتن تدریجی احترام به یکدیگر ، به شکست می انجامند . من در این بخش ، تعدادی از اشتباهاتی که زوجین به طور غیر عمد و به دلیل عدم برآورد کردن مشکلات ارتباطی یا عدم آگاهی از الگوهای برقراری ارتباط ، مرتکب آن می شوند آورده ام :
عشق ایستادن زیر باران و خیس شدن با هم نیست ، عشق این که یکی برای یکی چتر بشه و اون نفهمه که چرا خیس شده وقتی تو پیروز میشی من با غرور به همه میگم هی اون دوست منه اما وقتی میبازی کنارت میشینم دستت رو میگیرم ومیگم من دوست تو هستم عشق ورزیدن را از کویر بیاموز که دریا بودنش را به آفتاب بخشید همیشه دلیل شادی کسی باش ، نه قسمتی از شادی او و همیشه قسمتی از غم کسی باش نه دلیل غم او آرزوهایت را یه جا یادداشت کن و یکی یکی از خدا بخواه ، خدا یادش نمیره ولی تو یادت می ره چیزی و که امروز داری آرزوی دیروزت بود دو شاخه گل زیبا را تقدیمت میکنم یکی برای محبتت یکی برای وجودت زندگی را دور بزن وآنگاه که براوج بلندترین قله ها رسیدی لبخندت را نثار تمام سنگ ریزه هایی کن که پایت را خراشیدند زندگی تفسیر سه کلمه است : خندیدن ، بخشیدن ، فراموش کردن پس بخند و ببخش و فراموش کن شجاعت همیشه فریاذ زدن نیست گاهی صدای آرامی است که در انتهای روز میگوید فردا دوباره تلاش خواهم کرد اگر نمی توانی بالا بروی سیب باش تا افتادنت اندیشه ای را بالا ببرد در قلبت رو واسه کسی باز نکن اونی که دوست داره خودش کلید داره به اولین قاصدکی که از شعر قشنگ زندگی تو بگذرد پیغام میدهم که هیچ چیز نمی تواند مهرت را از دلم جدا کند حتی فاصله ها
برگشتم، با همة آنچه داشتم برگشتم خسته از همة بيتفاوتيها خسته از همة لجبازيهاي كودكانه خسته از با خود بودن؛ خسته از با تو نبودن دلتنگيهايم شكل تو شده است خوابهايم بوي تو را ميدهد دستم شبيه دستهايت شده راستي دستهايمان چه شكلي بود بال بال ميزدم كه برگردم، پرپر ميشدم كه ببيني ام همة زندگي خلاصه شده بود در رسيدن و حالا كه برگشتهام آيا مرا ميبيني؟ آيا مرا نقاشي ميكني؟ آيا برايم باز هم ميخواني؟ برگشتهام با همة آنچه داشتهام نگو نميشناسيام، من شبيه ديروز توأم و تو حالا شبيه ديروز من بيا تو ديروزي باش و بگذار من امروزي باشم نگاه كن! خيلي ….
قطره ، دلش دریا می خواست ، خیلی وقت بود که به خدا گفته بود . هر بار خدا می گفت : از قطره تا دریا راهی است طولانی ، راهی از رنج و عشق و صبوری . هر قطره را لیاقت دریا نیست . قطره عبور کرد و گذشت ، قطره ایستاد و منجمد شد ، قطره روان شد و راه افتاد و به آسمان رفت . هر بار چیز تازه ای از رنج و عشق و صبوری آموخت . تا روزی که خدا گفت : امروز روز توست ، روز دریا شدن و خدا قطره را به دریا رساند . قطره طعم دریا را چشید و طعم دریا شدن را . روز دیگر قطره به خدا گفت : از دریا بزرگتر ، از دریا بزرگتر هم هست ؟ خدا گفت : آری هست .قطره گفت : پس من آن را می خواهم . بزرگترین را ، بی نهایت را . خدا قطره درا برداشت و در قلب آدم گذاشت و گفت این بی نهایت است ، آدم عاشق بود ، دنبال کلمه ای می گشت تا عشقش را توی آن بریزد . اما هیچ کلمه ای توان سنگینی :عشق نداشت . قطره از قلب عاشق عبور کرد . آدم همه عشقش را توی یک قطره ریخت . وقتی قطره از چشم عاشق چکید . خدا گفت :
تا زمانی که حلقه ازدواج در دست شماست اطمینان حاصل کنید که این دو ویژگی ایده آل از زندگی تان خارج نشود
هرگز مسلمانی را تحقیر نکن زیرا کوچکشان نیز نزد خداوند بزرگ است . "پیامبر اکرم (ص)" خوش گمانی مایه آرامش دل و سلامت ایمان است . "امام علی (ع)" برادری یعنی : وفاداری در سختی و آسایش . "امام حسن (ع)" خوشبختی به افراد قانع تعلق دارد . "ارسطو" یگانه موجود ترسناک در جهان خستگی است . "اسکار وایلد" با دانش فروتن شوید با بخشش قدرتمند . "ژوزف" تعلل آرزوها را زیاد و گاهی اوقات خاموش می کند . "توماس فولر " هدف تعلیم و تربیت شخصیت سازی است . "هربرت اسپنسر" تحصیلات مالی است که نمی توان از انسان گرفت . "اپیکتتوس" به نرمی سخن گفتن آسیبی به زبان نمی رساند . "جرج هربرت " هرگز دقیقه ای از عمر خود را در انگیزه ی کسانی که دوستشان نداری تلف نکن . "دیل کارنگی" برای موفق شدن مرزی د ربی باکی است که باید به آن رسید، اما ازآن عبور نکرد . "رومن رولان " زمین با هزار زبان خدا را ستایش می کند . "کالریج" صدقه پاکی دل را نشان می دهد نه دست ها را . "جوزف ایسون" خانه خوشی را باید ساخت نه آنکه خرید . "جویس مینارد" و اما ... پیدا کردن همسر خوب راه موفقیت در ازدواج نیست ، خودمان باید همسر خوبی باشیم .
پرنده بر شانه های انسان نشست . انسان با تعجب رو به پرنده کرد وگفت:اما من درخت نیستم . تو نمی توانی روی شانه های من آشیانه بسازی . پرنده گفت :من فرق درخت ها وآدم ها را خوب می دانم اما گاهی پرنده ها و انسان ها را اشتباه می گیرم . انسان خندید و به نظرش این بزرگ ترین اشتباه ممکن بود . پرنده گفت:راستی چرا پر زدن را کنار گذاشتی! انسان منظور پرنده را نفهمید اما باز هم خندید . پرنده گفت: نمیدانی توی آسمان چقدر جای تو خالی است . انسان دیگر نخندید ،انگار ته ته خاطراتش چیزی را به یاد آورد ،چیزی که نمی دانست چیست. شاید یک آبی دور ،یک اوج دوست داشتنی . پرنده گفت: غیر از تو پرنده های دیگری هم می شناسم که پر زدن از یادشان رفته است . درست است که پرواز برای یک پرنده ضرورت است اما اگر تمرین نکند فراموشش می شود . پرنده این را گفت و پر زد . انسان رد پرنده را دنبال کرد .تا اینکه چشمش به یک آبی بزرگ افتاد و به یاد آورد روزی این آبی بزرگ بالای سرش آسمان بود و چیزی شبیه دلتنگی توی دلش موج زد . آن وقت خدا بر شانه های کوچک انسان دست گذاشت و گفت :یادت می آید تورا با دو بال و دو پا آفریده بودم ؟ زمین و آسمان هر دو برای تو بود اما تو آسمان را ندیدی . راستی عزیزیم بالهایت را کجا جا گذاشتی ؟ انسان دست بر شانه هایش گذاشت و جای خالی چیزی را احساس کرد آنگاه سر در آغوش خدا گذاشت و گریست !
یه روز مادر شنل قرمزی روبه دخترش کرد وگفت :....
براوج دل نشاندمت به رهگذر زندگی زمانه گر خزان شود تویی بهار زندگی به پاکی دلت قسم که دل ز تو نمی کنم که تکیه گاه من تویی در این حسار زندگی تو مثل یک معجزه حقیقی ، تو لحظه های بیم و نومیدی ، که در غروب دقایق ، از آسمون به داد من رسیدی ، من آخرین امید این نگاه ، به لحظه ی اومدن تو بستم ، بیا کهدر نهایت صداقت ، به انتظار دیدنت نشستم . یکی گفت یگی نگفت اونکه گفت تو بودی اونکه دوست دارم رو به هیچ کسی جز تو نگفت من بودم ، یکی رفت یکی نرفت اونکه رفت تو بودی اونکه جز تو دنبال هیچ کسی نبود من بودم . تنها کسانی که ما را می رنجانند تنها عزیزانی هستند که همیشه کوشیده ایم از ما نرنجند . کاش آنکس که در تنهاترین تنهاییم ، تنهای تنهایم گذاشت . در تنهاترین تنهاییش ، تنهاترین تنها کسش تنهای تنهایش گذارد . دل نکن! من که نگفتم تو رو به دل نمی گیرم . من مدت هاست که چیزا رو به دل نمی گیرم! میگی از کی؟ از زمانی که حس کردم بی تو چقدر تنهام از زمانی که بی خبر رفتی . زندگی اجباریست ، مرگ انتظار است ، عشق بهار است ، جدایی دشوار است ، ولی یاد تو ماندگار است . تو را به دادگاه خواهند کشید شاید به حبس ابد محکوم شوی . جزئیات جنایت معلوم نیست! ولی اثر انگشتت را روی قلبی شکسته یافتند . آبی تر از آنم که بی رنگ بمیرم ، از شیشه نبودم که با سنگ بمیرم ، تقدیر چنین بود که اینگونه بمیرم ، شاید که خدا خواست که دل تنگ بمیرم . یکی را پرسیدند عشق چیست ؟ گفت :آتش است . گفتند : مگر آن را دیده ای ؟ گفت : نه! در آن سوخته ام . دوست داشتن مثل ایستادن روی سیمان خیس هرچی بیشتر بمونی رفتنت سخت تر می شه و اگر رفتی جای پاهات برای همیشه می مونه روی تخته سنگی نوشته شده بود : اگر جوانی عاشق شد چه کند ؟ من هم زیر آن نوشتم : باید صبر کند . برای بار دوم که از آنجا گذر کردم زیر نوشته من کسی نوشته بود : اگر صبر نداشته باشد چه کند ؟ من هم با بی حوصلگی نوشتم : بمیرد بهتر است . برای بار سوم که از آنجا عبور می کردم انتظار داشتم زیر نوشته ی من نوشته ای باشد. اما زیر تخته سنگ جوانی را مرده یافتم گفتم دوست دارم نگاهی به من کرد و گفت : چند تا ؟ دستام رو بالا بردم و تمام انگشتهای دستمو نشونش دادم اما اون به کف دستام نگاه می کرد که خالی بود عشق مثل آب می مونه که می تونی توی دستت قایمش کنی آخرش یه روزی دستت رو باز می کنی میبینی نیست قطره قطره چکیده بی آنکه بفهمی اما دستت پر از خاطره است برای زیستن دو قلب لازم است قلبی که دوست بدارد و قلبی که دوستش بدارند قلبی که هدیه کند و قلبی که بپذیرد قلبی که بگوید و قلبی که جواب بگوید قلبی برای من و قلبی برای انسانی که من می خواهم اگه خوبی بدی دیدی حلال کن .من فردا باید برم بیمارستان برای دریچه قلب . آخه می خواهم یه دریچه بگذارم که فقط به روی تو باز بشه آخرین باری که او را دیدم گردنبند صلیبی به او هدیه کردم گفت: من که دوستت ندارم پس چرا به من هدیه می دهی !؟ گفتم : بر سر هر گوری صلیبی می نهند این صلیب را برگردنت بالی قلبت بیاویز زیرا آنجا گورستان عشق من است هر وقت خواستی بدونی کسی دوست داره تو چشماش زول بزن تا عشق رو تو چشماش ببینی اگه نگات کرد عاشقته . اگه خجالت کشید بدون برات می میره ، اگه سرشو انداخت پایین و یه لحظه رفت تو فکر بدون بدونه تو می میره و اگه هم خندید بدون اصلا دوست نداره تنها صدای شبهای من صدای توست ، تنها تو هستی که نیمه های شب صورتم را نوازش می کنی ، تنها دلیل شب بیداریم تو هستی ای . . . . پشه مزاحم هیچ وقت نذار یه دیوونه بوست کنه ! بذار یه بوس دیوونت کنه وقتی صدام می کنی آرزو میکنم کاش کر بودم توکه لال نمی شی سوسکه تو عشق شکست می خوره میره کنار دمپایی م یخوابه عشق رو add کن غم رو delet کن برای غرورoff بذار دروغ رو hack کن از انسانیت copy بگیر حالا برای عزیزترینت send کن قلب زن پرتگاهی است که عمق آن را نمی توان حدس زد هر مردی دو زن را دوست دارد یکی زاییده خیال اوست و دیگری هنوز به دنیا نیامده است روزی یک مهندس کامپیوتر که شنا هم بلد نبوده می افته توی دریا و فریاد می زنه : "اف یک" ، "اف یک". فارسه ميميره ميره اون دنيا . ازش ميپرسن ميري بهشت يا جهنم؟نگاه ميكنه به جهنم ميبينه دارو درخته و آبي و بلبل و همه چيز مرتبه ميگه ميرم جهنم. تا درو باز ميكنن ميبينه شعله هاي آتيش از همه جا بلند شده. شاكي ميشه ميگه اين كه اين طوري نبود. ميگن يه مدت كسي نيومده بود رفته بود رو !screen saver سلام یه خبر خوب داماد همسایمون قسمت مالی شرکت ایرانسل کار میکنه یه کد بهم داده sms رایگان ارسال میشه مکالمه زیر یک ساعت هم رایگانه فقط قول بده به کسی ندی کد اینه 1#140*oskol *
عشق زمانی است که ...... 1.عشق زمانی است که نتوانی به چیزی جز او فکر کنی . 2. عشق زمانی است که دستش را در دست داری و آغاز آشنایی تان را به یاد نمی آورید. 3. عشق زمانی است که پیش تو می آید تا برای صبحانه ات یک شیشه شیر بیاورد. 4. عشق زمانی است که فقط برای اینکه با او باشی وقت زیادی را برای خرید صرف می کنی و از آن لذت می بری . 5. عشق زمانی است که هر وقت خبر جالب یا غم انگیزی می شنوی به اولین کسی که دوست داری بگویی اوست. 6. عشق زمانی است کهاگر شرایط جور نشد یکی دو روزی او را ببینی ، احساس بیماری و کسالت کنی . 7. عشق زمانی است که روز تولدش را به خاطر داشته باشی حتی اگر مجبور شوی آنرا یادداشت کرده و روی داشبورد اتومبیلت بچسبانی. 8. عشق زمانی است که به ساختمان پر از آتش و دود برگردی تا عزیزترین عروسکش را که از بچگی تا حالا داشته است برایش بیاوری . 9. عشق زمانی است که نیمه های شب بیدار شوی و ببینی او به تو خیره شده و می گوید :"خیلی خوشبختم که تو را دارم". 10. عشق زمانی است که در هنگام تماشای صحنه های ترسناک یک فیلم ، بازوی تو را محکم بچسبد. 11. عشق زمانی است که وسایلی را که دوست دارد بلافاصله بریش می خری ، فقط چون می دانی وقتی آن را به او می دهی به تو لبخند می زند. 12. عشق زمانی است که تو رضایت او را به رضایت خودت ترجیح می دهی . 13. عشق زمانی است که او لباس های زیبایش را فقط به خاطر تو بپوشد. 14. عشق زمانی است که وقتی اتومبیلت وسط جاده خراب شد ، به جای غر زدن به تو کمک می کند. 15. عشق زمانی است که همه بسته های خرید را از دستش بگیری و برایش بیاوری . 16. عشق زمانی است که تماشای مسابقه فوتبال با دوستان را به هم بزنی چون او از تو می خواهد همراهش به میهمانی شام پدر و مادرش بروی . 17. عشق زمانی است که او اجازه می دهد فوتبال تماشا کنی و تو هم سریال مورد علاقه او را ببینی . 18. عشق زمانی است که هر وقت از موضوعی نگران است به او آرامش دهی . 19. عشق زمانی است که به جک هایی که می گویی بخندد با اینن که آن ها را قبلا هم شنیده است . 20. عشق زمانی است که قبل از اینکه سوار اتومبیل شوی در را برای او باز کنی . 21. عشق زمانی است که تمام روز تعطیل را در کنار هم بمانید . 22. عشق زمانی است که به دیدن پدر و مادرت می روی و آن ها را در آغوش می گیری ، به دلیل آنکه "او"در تو این انگیزه را به وجود آورده است . 23. عشق زمانی است که به اداره ات تلفن می کند تا صدای تو را بشنود . 24. عشق زمانی است کههمه طول شب او را بیدار نگه داری و در مورد عمیق ترین تردید ها و ترس ها یت حرف بزنی و او کاملا گوش بدهد و حال تو را درک کند. 25. عشق زمانی است که در پارک قدم می زنید و به تو بگوید "در کنار تو احساس امنیت می کنم ". 26. عشق زمانی است که برای اینکه ظرف کمتری کثیف کنید در یک بشقاب غذا بخورید . 27. عشق زمانی است که حتی وقتی در مهمانی جای زیادی برای نشستن هست در کنار تو بنشیند . 28. عشق زمانی است که به خاطر تو سیگار را ترک کند. 29. عشق زمانی است که با همه فیلم های دوربین فقط از او عکس بگیری. 30. عشق زمانی است که بوی عطرش را روی لباست حس می کنی و ذهنت لبریز از خاطرات خوش می شود . 31. عشق زمانی است که زندگی می کنی . 32عشق زمانی است که به اوج می رسی .
اینم از sms های نوروزی: چهارشنبه سوری نزدیکه.یه وقت نری از رو آتیش بپری.آخه تجربه ثابت کرده اگه جیگر بره رو آتیش کباب میشه. مثل ماهی زنده مثل سبزه زیبا مثل سمنو شیرین مثل سمبل خوشبو مثل سیب خوشرنگ و مثل سکه با ارزش باشی..سال نو مبارک. خواستم برات سبزه عید بفرستم... امروز دو نفر از من آدرس و شماره تورو از من میخاستن منم بهشون دادم یکیشون خوشبختی و اون یکی سعادت سال 87 میاد سراغت با آرزوي 12 ماه شادي 52 هفته خنده 365 روز سلامتي 8760ساعت عشق 525600دقيقه برکت 315300ثانيه دوستي سال نو پيشاپيش مبارک آسمان را می خواهم برای عبور ،.. جاده باریکست ..... بهار بهترين بهانه براي آغاز وآغاز بهترين بهانه براي زيستن اين بار مي خواهم هفت سين عيد را با ياد تو بچينم لحظه اي که سال تحويل ميشه ... تنها لحظه ايه که بي منت به من لبخند ميزني ... کاش هر ثانيه براي من سال تحويل باشه تا لبخند هميشه مهمون لباي سرخت بمونه... سال نو مبارک گلم نرم نرمک می رسد اینک بهار، خوش بحال روزگار، خوش بحال چشمه ها و دشت ها، خوش بحال دانه ها و سبزه ها، خوش بحال غنچه های نیمه باز میدونم اگه بگم سال نو مبارک حالت از شنیدن این جمله کلیشه ای بهم می خوره. پس سال نو مبارک نون و پنير و سبزي ميبوسمت بلرزي نون و پنير و گندم يادت تو قلبه مردم نون و پنير و فندق لبت هميشه خندون نونو پنير و رامک !جيگر عيدت مبارک عطر نرگس، رقص باد نغمه شوق پرستوهاي شاد خلوت گرم کبوترهاي مست نرم نرمک مي رسد اينک بهار خوش به حال روزگار بهار میاد همه چی رو تازه میکنه.سال،ماه،روزها رو،هوا و طبیعت ولی فقط یه چیزو کهنه میکنه که به همه ی تازگی می ارزه.......سال نو مبارک سلام، ببخشيد مزاحم ميشم. خواستم يادآوري كنم: سال نو نزديكه. كمكم بايد از خواب زمستوني بيدار بشي. ز کوي يار مي آ يد نسيم باد نوروزي از اين باد آر مدد خواهي چراغ دل برافروزي . نوروز مبارک عاقبت زمستان رفت و رو سياهيش براي ما موند .. ... .... .... امضا حاجي فيرو سايه حق سلام عشق سعادت روح سلامت تن سرمستي بهار سکوت دعا سرور جاودانه اين است هفت سين آريايي نوروز مبارک سلامتي سعادت سيادت سرور سروري سبزي سرزندگي هفت سين سفره زندگيتان باشد. نوروز ۸۷ مبارک یک شاخه رز سفيد تقديم تو باد رقصيدن شاخ بيد تقديم تو باد تنها دل ساده ايست دارايي ما آن هم شب عيد تقديم تو باد دنيا را برايتان شاد شاد و شادي را برايتان دنيا دنيا آرزومندم هر روزتان نوروز سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت بادت اندر شهرياري برقرار و بر دوام سال خرم، فال نيكو، مال وافر، حال خوش، اصل ثابت، نسل باقي، تخت عالي، بخت رام ******** سال نو مبارك ******** ><(((> ><(((> ><(((> من اولين کسي بودم که براي تو ماهي عيد فرستادم. سال نو مبارک فرخنده باد بر همگان مقدم بهار نوروز , جاودانه ترين جشن روزگار نزديک عيده، توي خونه تکونيه دلت، مارو بيرون نکني
1)مردان خوب زشت هستند. 2)مردان خوش قیافه خوب نیستند. 3)مردان خوب و خوش قیافه به جنس موافق تمایل دارند. 4)مردان خوب و خوش قیافه و علاقمند به جنس مخالف متاهل هستند. 5)مردانی که آنچنان خوش قیافه نیستند ولی خوبند پولدار نیستند. 6)مردانی که آنچنان خوش قیافه نیستند ولی پولدار و خوبند تصور میکنن ما به دنبال مال آنها هستیم . 7)مردان خوش قیافه ی بی پول به دنبال پول ما هستند . 8)مردانی که تا حدی خوش قیافه هستند، تا حدی خوب هستند، مقداری پول دارند و سپاسگزار خدا هستند، به جنس مخالف علاقمندند ،خجالتی هستند،و هرگز اولین قدم را برنمی دارند (برای آشنایی پیش قدم نمی شوند ). 9)مردانی که هرگز قدم اول را برنمی دارند زمانی که ما پیش قدم می شویم اتوماتیک وار علاقه را در ما ازبین میبرند.
تا زبونشون باز میشه عوض مامان بابا میگن شوهر!! 2) حالشون از پسرا به هم می خوره ولی نمی دونم چرا666 تا دوست پسر دارند. 3) اگه خونشون آتیش بگیره بین بابا و لوازم آرایش حتما لوازم آرایش و انتخاب می کنند. 4) نون شب ندارن بخورن ولی پول عمل دماغشونو ردیف می کنن. 5) از ۶ تا 20 سالگی شونصدتا دوست پسر داشتن که هیچ کدوم درکشون نمی کردن. 6) همیشه میگن من برات با ارزشم یا زندگیت. 7) اگه دوسم داری گرون ترین عطر و برام بخر. 8) شعار دخترا: شما همتون مثل همین، ایشششش! 9) همشون خوشگل و خوش هیکل(خدایا منوبه خاطر این دروغم ببخش ).
|
About![]()
آری ، آغاز دوست داشتن است Archivesدی 1388آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 Authors6 تایی هاZ.A F.A H.A M.B M.M F.B Links
5+1(تخصصی 6تایی ها) فال حافظ قالب های نازترین
|